السيد محمد حسين الطهراني
405
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
ابن عبّاس گفت : تو ما را از معنى و تفسير و تأويل قرآن باز ميدارى ؟ ! گفت : آرى ! تو قرآن را براى مردم قرائت كن و ليكن معنى مكن و تفسير و تأويلش را باز مگو ! ابن عبّاس گفت : ما قرآن را بخوانيم ؛ و از مراد و مقصود خدا چيزى را نفهميم ؟ و از منظور و مفهومش نپرسيم ؟ ! معاويه گفت : آرى . ابن عبّاس گفت : آيا خواندن قرآن واجبتر است يا عمل كردن به آن ؟ ! گفت : عمل كردن به آن . ابن عبّاس گفت : چگونه ميتوانيم عمل به قرآن كنيم ، در صورتى كه معنى و مراد از آنچه را كه خدا بر ما نازل كرده است ندانيم ؟ معاويه گفت : سؤال كن معنايش را از كسى كه معنى مىكند به غير از آنچه تو و اهل بيت تو آن را معنى ميكنند ! ابن عبّاس گفت : اى معاويه ! قرآن بر ما اهل بيت نازل شده است ؛ تو ميگوئى : من سؤال كنم معنايش را از آل أبو سفيان و آل أبو مُعَيط و يهود و نصارى و مجوس ؟ معاويه گفت : مرا با اين طوائف قرين ميكنى ؟ ! ابن عبّاس گفت : من تو را با آنها قرين نميكنم مگر در اين زمان كه نهى ميكنى امّت را كه خداوند را با قرآن عبادت نكنند ، و ستايش و پرستش نكنند به قرآن و به آنچه در قرآن است از امر ، و نهى ، و حلال و حرام ، و ناسخ و منسوخ ، و عامّ و خاصّ ، و محكم و متشابه ؛ و اگر امّت از اين مسائل نپرسند و نشناسند هلاك ميشوند ، و دچار تشتّت و اختلاف ميگردند ، و گم و نابود و نيست ميشوند ! معاويه گفت : قرآن را بخوانيد ! معنى هم بكنيد ! ليكن آنچه را كه خدا درباره شما نازل نموده است و يا رسول خدا در اين باره گفته است براى مردم نگوئيد و روايت مكنيد ! و غير از اينها را بگوئيد و روايت كنيد ! ابن عبّاس گفت : خداوند تعالى در قرآن ميگويد :